روش آشتي با طالبان كهنه است
دو پرسش با دو پاسخ دهنده

آنچه شما در ذيل ميبينيد، نظريات دو تن از صاحبنظراني هست كه در مورد آشتي با مخالفين حكومت سخن ميگويند. اين آقايان نصرالله استانکزی، استاد در دانشكده حقوق و علوم سیاسی و سیدمسعود، استاد در دانشكده اقتصاد در دانشگاه کابل ميباشند. اين مصاحبه به گونهاي ترتيب شده است كه يك پرسش از دو صاحبنظر پرسيده شده است و پاسخ آنها در كنار هم قرارداده شده است.
مصاحبه کننده: جواد ناجی
پرسش اول: اختلافات جدي بين حكومت افغانستان و مخالفين دولت كه باعث ناكامي و يا حداقل كندي فرآيند آشتي ملي ميشوند، چه چیزهایی هستند؟
استانکزی: طبیعی است که اختلاف نظرهایی از نظر مسایل حکومتداری، حاکمیت قانون و حقوقبشر بین مخالفیندولت و دولت افغانستان وجود دارد. مخالفین دولت افغانستان دو دستهاند:
1- گروهی که دارای ایدیولوژیاند.
2- گروه عنعنوی و سنتی
روشن است که گروههای ایدیولوژیک و مخالف دولت، برداشتهای متضادی از مسایل حکومتداری و حقوقبشر دارند. این اختلاف، طرفین را در تضاد قرار داده است. مذاکره با این گروه که با القاعده در تماس هستند و دارای یک ایدیولوژی هستند هیچگاهی امکان ندارد. اما مذاکره با گروهی از مخالفیندولت که عنعنوی و سنتی هستند که بيشتر طالبان مربوط به این دسته ميشوند، در صورت تلاش دولت امکان مذاکره و صلح وجود دارد. اگر دولت افغانستان و متحدین بینالمللی از یک موضع قویتر عمل کنند، این مساله حل خواهد شد. گفته میشود که قانوناساسی افغانستان در حال خودش خواهد ماند و در چهارچوب قانوناساسی افغانستان مذاکرات ادامه پیدا کند، این تشویش حل خواهد شد. در غیر آن صورت، اگر بیرون از چهارچوب قانوناساسی باشد، مشکل به وجود خواهد آمد.
امکان مذاکره بستگی دارد به نيرو و قدرت دولت افغانستان. اگر دولت افغانستان مقتدرانه عمل کند، به مذاکرات صلح نزدیکتر و روند صلح خوبتر انجام خواهد گرفت. اما در صورتی كه دولت موضع ضعیف داشته باشد، امکان مذاکره وجود ندارد. یا اگر مذاکره هم صورت بگیرد، با امتیاز بالای مخالفین دولت افغانستان صورت خواهد گرفت. فاکتور بینالمللی نیز در این رابطه مهم است. بازیگران بینالمللی در این قضیه چگونه عمل خواهند کرد؟ آیا آنها منافع سیاسیشان را در نظر میگیرند یا ارزشهای مدنی و مسایل مربوط به قانون را که در طول ده سال گذشته نصیب مردم افغانستان شده است. در این رابطه نوعيت معامله و چگونگي برخورد غرب مهم است.
مسعود: طالبان یک پدیدهای تصادفی نیست بلکه بر اساس یک استراتژی مشخص که در جنوب آسیا از طرف قدرتهای جهانی تطبیق میشود در سالهای گذشته در درون مجاهدین ایجاد شد. دولت افغانستان نیز یک پدیدهای تصادفی نیست و قدرتهای بزرگ به خاطر آوردن دموکراسی برای مردم افغانستان نیامدهاند بلکه به اثر حادثه یازدهم سپتمبر كه زادهی یک اندیشهی بسیار بزرگ جاسوسی بود، به وجود آمد.
من فکر میکنم که هر دو طرف (دولت و مخالفین) از جانب قدرتهای بینالمللی حمایت میشوند. در درون این پشتیبانی بینالمللی، قدرتهای منطقوی نفوذ و سربازگیری کردهاند. در ظاهر چنین معلوم میشود که تضادهای جدی میان دولت و مخالفین از جمله در مورد حقوقبشر، مسایل اجتماعی و سیاسی وجود دارد. مخالفین، مسایل را در چهارچوب شریعت ارجاع و بیان میدارند؛ تفسیری که آنها از شریعت دارند با شریعت که ما میفهمیم متفاوت است. بنابر این، مخالفین براساس این تفسیرهایی که از شریعت دارند میجنگند و پافشاری میکنند. مثلاً اظهارات خانم کلینتون که برخاسته از فمینسیم آمریکایی
است با برداشت مخالفین از حقوق زنان متفاوت است. من فکر میکنم که این برداشتهای متضاد و متفاوت فکری میان دو طرف روی مسایل حقوقبشر، حکومتداری و روابط بینالمللی وجود دارد اما این تفکرات از ریشه و از یک کاسه آب میخورد.
پرسش دوم: مكانيزمي كه براي آشتي با مخالفين در نظر گرفته شده است، چگونه است؟ و عدالت در اين مكانيزم از چه جايگاهي برخوردار است؟
استانکزی: این شیوه برای جذب مخالفین درست نیست. برای آوردن صلح چند چیز مهم است: اول، باید دولتمردان ما به صلح معتقد شوند. دوم، ذهنیت عامهی مردم برای صلح آماده شود و سوم، کشورهای ماحول و جهان به خصوص کشورهایی که در مساله افغانستان بازیگر هستند باید به پروسه صلح آماده شده و از روند صلح حمایت کنند در غیر آن صورت ما به نتیجه نمیرسیم. دیگر این که ما بيشتر نیاز به صلح اجتماعی داریم تا سیاسی. صلح سیاسی شکننده خواهد بود. ما باید از لحاظ اجتماعی مسایل را حل نمایم. دولت باید نهادهای مدنی را کمک کند یعنی به مردم افغانستان باید تفهیم شود که ما نیاز به یک صلح داریم.
برای رسیدن به صلح نیازمند این هستیم که باید جنایتکاران محاکمه شوند. دولت باید از درون خود شروع کند. بسیاری از این جنایتکاران در درون دولت در پستهای مهم هستند. آيا ما برای این که عدالت را تامین کنیم گروهی را به کوهها بدوانیم؟ در حالي كه در جنگهای داخلی کابل، 65 هزار نفر کشته شدهاند و امروز آنها در پارلمان، سفارتخانهها و در دولت افغانستان هستند و اگر هم قبول کنیم که طالبان در کابل 65 هزار نفر را با چوب زدند. آيا قاتلین را باید محاکمه نکنیم و آنهایی را که با چوب زدند محاکمه کنیم؟ این عدالت نیست. بنابر این اول باید باور به عدالت انتقالی در دستگاه دولت به وجود بیاید بعد تصمیم گرفته شود که با آنها (مخالفین) چگونه برخورد شود.
مسعود: طالبان یک پروژهی دولتی دارند. آنها طعم دولتداری را چشیدهاند و آنها یکی از مدعیان گرفتن دولت هستند. آنها دارای قانون مربوط به خودشان هستند. آنها نمیخواهند در یک دولت اعتلافی بیایند بلکه آنها میخواهند دولت را بگیرند. حرکتهای اقتصادی در افغانستان برای رسیدن به صلح جواب نمیدهد بلکه در افغانستان خطوط فکری و ایدیولوژیكي مهم است. این خطهای فکری ریشه در بسیاری از کشورهای عربی و ایران دارد و رهبری این ایدیولوژی را القاعده در دست دارد. مخالفین با کمکهای اقتصادی جذب نخواهد شد زیرا میلیاردها دالر را آنها از زرع و قاچاق کوکنار به دست میآورند. روشهای جذب مخالفین توسط دولت روشهای كهنه و قدیمی است.
جنگ و مخالفت در افغانستان روی چند مسله است: اول مسالهی فکری و ایدیولوژی است، دوم مسایل منطقوی است. افغانستان در موقفي نیست که بخواهد با مخالفین خود مذاکره کند، بلکه این قدرتهای منطقوی هستند که روی منافعشان در افغانستان میجنگند. افغانستان به مثابه یک اندام مرده در میان این قدرتها افتاده و افغانستان نمیتواند با این لاش و اندام مردهکاری انجام دهد. تا زمانی که میان قدرتهای جهان و منطقه صلح صورت نگیرد، آمدن صلح در افغانستان سخت است.
آوردن صلح در افغانستان یک هدف نیست بلکه افغانستان یک دهلیز برای رسیدن قدرتها به منافعشان است. تا زمانی که ضدیتهای جهانی میان خودشان حل نشود، جنگ در افغانستان حل نخواهد شد. بعضی کارهایی که دولت در راه صلح انجام میدهد به این خاطر است که مردم بگویند این دولت وجود دارد، ورنه کار دست خارجیها است.
Share