|
|
|||||||||||
| HOME | RESEARCH & PUBLICATIONS | ARCHIVE | ABOUT US | CONTACT US | |||||||||||
|
|
|||||||||||
|
محکمه جزایی بین المللی در افغانستان ![]() سخنرانی داکتر سیما سمر، رئیس کمیسیون مستقل حقوقبشر افغانستان در جلسه مشورتی مکلفیتهای افغانستان در برابر محکمه بینالمللی جزایی (ICC) صبح همهگی بخیر، امیداور هستم که روز خوبی را داشته باشید. با تشکر از دیدهبان افغانستان و سفیر محترم سویدن، که سویدن فعلاً ریاست اتحادیه اروپا را دارد، از تشریفآوریشان تشکر میکنم و از تشکیل چنین جلسهای ابراز خرسندی مینمايم. محکمه جزایی بینالمللی (ICC) البته یک وسیله یا یک مکانیزم تطبیق عدالت در سطح بینالمللی است که در اوایل دهه نود کارهایش در این رابطه شروع شد و اساسنامهاش ساخته شد و در جولای 2002 عملاً از طرف کشورهایی که عضویت مللمتحد را دارند به تصویب رسید و مورد اجرا قرار گرفت. تا آخر سال 2003 تقریباً صد کشور علاوه بر اینکه اساسنامه ICC را امضاء کردند، آن را به تصویب رساندند که افغانستان نیز جزئی از اين كشورها بود. دلیل ایجاد ICC و تلاش برای به اجرا گذاشتن آن و نیاز به یک مکانیزم برخورد بینالمللی با بیعدالتیها، این است که بعضی کشورها یا توانمندی تطبیق عدالت را ندارند و یا تعهد سیاسی در این کشورها وجود ندارد. به طور مثال بعضی جرایم، جرایمی هستند که در محدوده همان کشورها باقی میماند ولی بعضی از جرایم، بینالمللی هستند. مثلاً نسلکشی یا جرایم جنگی و یا جرایم ضدبشر. بسیاری از کشورها مخصوصاً کشورهای آسیایی، افریقایی، کشورهای آمریکایی لاتین و بعضي کشورهای عقب مانده ديگر توانمندی برخورد با چنین جرایمی را ندارند. نمیخواهم بگویم که تنها در کشورهایی که در حال رشد هستند و یا غیرانکشافیافته اند اینجرایم بهاتفاق میافتند، در کشورهای دیگر نیز امکان دارد که اين جرايم صورت بگیرد. ولی به هر صورت داشتن یک مکانیزمی در سطح بینالمللی که با این جرایم برخورد کند، یک نیاز این زمان تاریخی است. افغانستان در مارچ 2003 این اساسنامه را امضاء کرده است و از ماه جنوري 2003 در افغانستان باید قابل تطبیق باشد. تطبیق ICC تنها این نیست افرادی که متهم به جرایم جنگی و جرایم ضدبشری یا نسلکشی هستند، معرفی شوند، بلکه قوانین جزایی همان کشوری که اساسنامه را تصویب میکند نيز با اساسنامه ICC مطابقت داشته باشد. البته یکی از شرایط ICC این است که هر کشوری که آن را تصویب میکند باید با قوانين ملي خود را در مطابقت با ICC تعديل كند و در این رابطه کارهایی در افغانستان نيز صورت گرفته است؛ ولی کافی نیست. ضرورت ایجاد اين چنین جلسات از طرف نهادهای دولتی و نهادهای جامعه مدنی افغانستان یک ضرورت حتمی است. اول باید قانون جزایی افغانستان در مطابقت با قانون ICC تعديل شود و مسئله دیگر این است جرایمی که در افغانستان صورت میگیرند و ما شاهد این هستم که سیستم عدلی و قضایی افغانستان در وضعیتی نیست که بتواند با جرایم جنگی و ضدبشری و نسلکشی در افغانستان برخورد کند، آيا ميشود از این مکانیزم بینالمللی برای تطبیق آوردن عدالت در افغانستان استفاده کرد؟ بلي. همه میتوانند مستقیماً به آدرس ICC معلومات بفرستند و خواهش کنند که آنها در افغانستان مداخله کنند. مکانیزم دیگری که میتواند مداخله ICC را در کشورهای دیگری به شمول افغانستان تاثیر ببخشد، شورای امنیت مللمتحد است. من میخواهم از قضیه سودان به عنوان یک تجربه شخصی یاد کنم. قضایای سودان به خصوص جنگ دارفور که در اواخر سال 2003 و اوایل سال 2004 اتفاق افتاد و در آنجا تعداد زیادی از مردم دارفور بیجاه شدند و به قتل رسیدند. قربانیان جنگ دارفور در یک مرحله بسیار کوتاه در حدود 200 هزار نفر میباشد. تعداد زیادی از قریهها سوزانده شدند و حدود دو میلیون نفر در دارفور از قریههایشان بیجا شدند. به خاطر شدت جرایمی که در دارفور صورت گرفته بود شورای امنیت مللمتحد یک هيئت تحقیقات 5 نفری را ایجاد و به دارفور روان کردند که در حدود 3 تا 6 ماه کار کردند تا اينكه به یک نتیجهگیری رسیدند. اعضای هيئت به دارفور رفته و در بیرون از سودان با مهاجرین و قربانیان دیدار و مصاحبه کردند و بالاخره یک راپور محرمانه را تهیه کردند و به شورای امنیت تحويل دادند. شورای امنیت مللمتحد تصمیم گرفت که قضیه را به ICC بسپارد، به خاطر این که سودان کشوری است که اساسنامه ICC را امضا کرده ولی مداخله مستقیم ICC را تصویب نکرده است. بنابر اين، شورای امنیت مللمتحد قضیه را به ICC راجع ساخت. بعد از تصمیمگیری، ICC هیاتی از بخش سارنوالیاش را روان کردد که تا در زمینه تحقیق کند. این هیئت تحقیقاتش را در حدود دو سال انجام داد و در فبروری سال 2007 اعلام کرد و دو نفر را به جرایم جنگی و جرایم ضدبشری متهم کردند و از دولت سودان خواست که آنها را به ICC تسلیم نمايند. آنها به دو نفری که معرفی کردند، اتهام بالاتر از 50 جرم را وارد ساختند. یکی از اين دونفر معین وزارت داخله بود در جريان جنگ بود و دیگری یکی از سرگروپهای ملیشهای به نام "جنجیل" که شما هم قطعاً نام آن را شنیدهاید. این دو نفری که متهم شدند، باید از سوی دولت سودان به ICC تسلیم داده میشدند، اما دولت سودان این کار را نکرد. شما در جریان هستید که در این زمینه تحقیقات ICC ادامه پیداکرد و بالاخره آنها قوماندان اصلی که خود رئیس جمهور سودان "عمرالبشیر" بود را متهم به جرایم جنگی و ضدبشری کردند. دلیل این که این نکته را یادآوری کردم این است که آن فردی که در قریه به طور مستقیم، عملی را انجام داده متهم نیست، متهم اصل کسی است که قومانده جنگ را میکرده است. البته "البشیر" هم به ICC نرفت اما محرومیتی که برای او و دو نفر قبلی(معاون وزیر داخله و جنجيل علی کُشَی) وضع شده است که این افراد نمیتوانند به کشورهایی که عضویت ICC را دارند و همچنين به کشورهای اروپایی سفر کنند. در صورت مسافرت يكي از اينها در كشورهاي مذكور، پولیس بینالمللی وظیفه دارد که حکم ICC را اجرا کند و باید آنها را دستگیر و به ICC انتقال دهد. نمیخواهم زیاد وقتتان را بگیرم، ولی خواستم به عنوان نمونهای از طرز عمل ICC را برایتان بگویم که اگر قضایا از طرف شورای امنیت مللمتحد به ICC راجع شود، ICCمیتواند عمل کند. خوشبختانه چون ما اساسنامه ICC را تصویب کردیم، افراد دولتی و یا افرادی که در جامعههای مدنی کار میکنند و حتی قربانیان خود میتوانند در این زمینه اقدام کنند. همچنین یک ماه پیش ICCاعلام کرد که میخواهد در افغانستان اقدام به بعضی کارها نمایند، همچنین در حدود چهل و چند شکایت برایشان ثبت گردیده است. این راهی است که به آوردن صلح در افغانستان و در جلوگیری از جرایم جنگی، جرایم ضد بشری و نسل کشی در کشورمان کمک میکند. نکته آخری که میخواهم اشاره کنم این است که شش سال از تصویب ICCدر افغانستان میگذرد، ولی متاسفانه افغانستان نتوانسته است از ICC برای روند عدالت در افغانستان استفاده کند و این ضرورت به همکاری نهادهای دولتی، نهادهای جامعهمدنی و نهادهایی که از قربانیان حمایت میکنند دارد؛ تا با همکاری بسیار جدی باهمديگر بتوانیم از این مکانیزم بینالمللی استفاده و اقدام هاي موثري را انجام دهيم. نكته ديگر اينكه، ضرور نیست که جرم فقط از سوی افغانها صورت بگیرد. چون همان طور که میدانیم کشورهای دیگر نیز در افغانستان عسکر دارند و از طرف کسان دیگر نیز اگر جرمی صورت بگیرد میتوانیم که قضایا را به ICC راجع بسازیم. در خاتمه چيزي كه میخواهم بگویم این است که متاسفانه بر طبق قراردادی که بین جورج بوش و آقای کرزی در جنوری 2003 امضأ شده است، افغانستان نمیتواند عساکر امریکایی را به ICC راجع بسازد. ولی به هر صورت شورای امنیت میتواند از این صلاحیت استفاده کند. آرزوی موفقیت برای همه میکنم و از دیدهبان افغانستان يكبار ديگر تشکري میکنم که این جلسه بسيار خوب و به موقع را دایر کردند. Share this page in Facebook
|
Based in Kabul, the Afghanistan Watch focuses on activities that promote justice, respect for human rights and a culture of accountability and transparency in the country. Recognizing the need for greater understanding of the perils and opportunities facing Afghanistan today, the organization aims to conduct in-depth research and publish reports and papers on issues relevant to its goals and values independently or in partnership with other national and international organizations. International Relations and Security Network(ISN) / Security Watch Middle East Institute Viewpoints: Afghanistan, 1979-2009: In the Grip of Conflict • www.mei.edu Impunity in Afghanistan is like an unwritten law which benefits the wealthiest and most powerful criminals.Read More Niamatullah Ibrahimi, Co-Founder of Afghanistan Watch writes on The Relevance of the ICC in the Context of Afghanistan in the ICC Monitor, the Journal of the Coalition of the International Criminal Court The relevance of the ICC has been keenly felt in Afghanistan since 2001. During this period, human rights violations have continued unabated, a culture of impunity and lack of accountability has been further entrenched, and the Afghan state has displayed a chronic lack of commitment to hold accountable those responsible for heinous crimes and massive human rights abuses. |
|||||||||
| © 2008 Afghanistan Watch All rights reserved | |||||||||||
|
|
|
|
|
||||||||