HOME     |     RESEARCH & PUBLICATIONS     |     ARCHIVE     |     ABOUT US     |      CONTACT US
Jul 18, 2010 |

17 civil society actors, representing more than 200 civil society organisations, and several media organisations, unite before the approaching Kabul Conference to ask the Afghan Government to pass the draft Act of Access to Information prepared by Civil Society and Human Rights Network to grant Afghan citizens their constitutional right following Art 50 to access information. According to a recent survey in 2010, bribery has doubled in the last three years and amounts close to one billion dollars. The lack of information provides a prosperous environment for corruption, bribery and deprives citizens from accessing public services provided by the Afghan government and foreign assistance.
 Download:
English       Dari        Pashto


Dec 10, 2009 |

Statement of Afghanistan Watch on the 10th of December the Universal Human Rights Day and Victims Day in Afghanistan more


April 5, 2009 |

The Law on Private Matters of the Shiites in Afghanistan more

Events

This year I had the opportunity to attend the Assembly of States Parties(ASP) of the International Criminal Court(ICC) as a representative of the Afghanistan Watch. The organization has recently been chosen as the Focal Point of the Coalition for the International Criminal Court(CICC) in the country.Read More


The International Criminal Court (ICC) was established on July 1, 2002. At the beginning 22 countries of the world supported establishment of the (ICC). By 2003 about a 100 countries of the world signed and ratified the Rome Statute.Read More


A short report on the televised debate between three prominent candidates of Afghanistan’s presidential elections: Hamid Karzai, Dr. Ashraf Ghani Ahmadzai and Dr. Ramazan Bashardost. Sunday, August 16, 2009

Read More:        English      Dari
Newsletter
Truth, No 15, July 15, 2010

 Download:  English      Dari

Truth, No 14, June 30, 2010

 Download:  English      Dari


Links
News & Publications
Web Sites
Documents

امنیت تنها ختم جنگ نیست

مصاحبه اختصاصی با داکتر سیما سمر (رئيس كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان)

تاریخ مصاحبه: 9/6/1388
محل مصاحبه: کابل، كميسيون مستقل حقوق بشر



سوال: جناب داکتر سیما سمر! با توجه به اینکه عملاً زمان‎بندی تطبیق پروسه عدالت انتقالی پایان یافته است. نظرشما چیست؟

پاسخ: با تشکر از شما، زمان‎بندی یا زمانی که پلان عملی عدالت انتقالی تعیین شده از دو هزار شش، دو هزار هفت، دو هزار و هشت و تمام کارهایی که باید انجام می‎گرفت به صورت دقیق تعیین شده بود. من فکر می‎کنم که زمان‎بندی باید عملی می‎شد. اما اینکه عملی نشده معنایش این نیست که عدالت انتقالی خلاص شده است. همان کارهای که برای عدالت انتقالی پلان شده بود، باید عملی شود و مقید به زمان نباشد. و ما بیشتر علاقمند به این بودیم که یک پاراگراف روشن تر داشته باشیم و زمانش معین باشد.

در شرایط فعلی هر انسانی که برای ادامۀ کار خود و یا پلان خود یک استراتژی عمل نداشته باشد، او ناکام است. یا پلان عملی نداشته باشد که در مدت معین مثالا دو ماه یا سه ماه معین شده باشد. متأسفانه دولت نسبت به پلان عملی کم کاری کرده است. می خواهم بگویم که نه تنها برای تطبیق پلان عمل کم کاری کرده که برای بسیار از کارهای دیگر خود کم‎کاری کرده است. مثلاً پلان‎های انکشافی‎شان هیچکدام عملی نشد. پلان عملی عدالت انتقالی هم از همان برنامه‎ها بوده است. می‎خواهم دلایل‎شان را بگویم . به نظرم اولین دلیل آن عدم تعهد سیاسی است. یعنی همان تعهد سیاسی لازم در رهبری نهادهای دولتی وجود نداشته است. سوم، یک سلسله مخالفت‎هایی که ناخوانده، نفهمیده است این که پلان عمل از سوی افرادی که در پارلمان بود، با مقاومت مواجه شد. و آنها قانونی را پاس کردند که برای تمامی افراد عفو عمومی اعلام کرد، اینکه کسی نباید به عدالت کشانده شود. در حالی که در پلان عملی عدالت انتقالی، مسئله محاکمه بسیار به وضاحت نیامده است. تمام کارهایش کار مقدماتی برای تطبیق عدالت است. بیشتر کوشش كرده است که روش‎های سنتی در افغانستان یا روش‎های اسلامی در رابطه با عفو استفاده شود که حداقل افرادی که خود را ناامن احساس می‎کنند، از عدالت انتقالی، با وجودی که پلان عمل در اختیار قرار داده شده نفهمیده‎اند و نخواسته‎اند بفهمند که چه است؟ مطلق علیه پروسه عدالت انتقالی ایستاد شدند و یا قانون عفو خود را پاس کردند.

سوال: با برخی که مصاحبه کردم آنها اظهار نظر کرده‎اند که محاکمه افغان‎ها چندان کار درستی نیست. ما بیائیم بیرونی‎ها را محاکه کنیم. مثال کسانی را محاکمه کنیم که اسلحه دادند و حمایت کردند. درست است که ما فیر کردیم. و آنها استراتیژی جنگ را تعیین کرده‎اند. فکر می‎کنید این حرف چقدر مبنا دارد؟ آیا چقدر جایگاه اساسی و عملی دارد؟ این نوع برخورد، چیزی است که اصلاً در امکان ما نیست.

پاسخ: من فکر می‎کنم آن کساني که ادعای این سخن را دارند، می‎خواهند توجیه کنند. تا به شكلی از اشکال یک راه گریز برای خودشان پیدا کنند. دلیلش این است که هیچ شکی نیست که همسایه‎های افغانستان مداخله داشته‎اند. اما اگر روس‎ها به افغانستان آمده‎اند، راهنمای‎شان افغان‎ها بوده‎اند. اگر پاکستانی‎ها مداخله کرده‎اند، راهنمای‎شان افغان‎ها بوده‎اند و اگر ایرانی‎ها مداخله کرده‎اند، زمینه را ما داده‎ایم. اگر کشورهای عربی و امریکا مداخله کرده‎اند، راهنمای‎شان افغان‎ها بوده‎اند. به نظر من یک گریز از مسئوولیت است.

برای اینکه من عدالت انتقالی را حتمی محکمه نمی‎گویم. عدالت انتقالی حتی اگر همین‎ها حاضر شوند و بگویند که اشتباهاتی که در گذشته انجام داده‎اند، افرادی از بین برده شده و به قتل رسیده، نادانی بوده و نافهمی بوده و ما نمی‎فهمیدیم که یک راکت را فیر می‎کردیم در کجا می‎خورده؟ یا یاد نداشتیم که راکت را در مراکز نظامی فیر کنيم و به مناطق ملکی خورده است. این‎ها اشتباهاتی است که ما مرتكب شده‎ايم و مردم ما را ببخشند. از طرف مردم طلب عفو و معذرت بکنند. نه اینکه برای گریزشان بگویند که امریکا محاکمه شود. ممکن نیست. ولی طبيعی است که افراد خرد و ریزه‎ای که تابع امر و دستور بوده، به قومنده كسي فير كرده است. در این کشور هر کسی جوابگوی عمل خودش باشد. بژرنف را از کجا می‎شود پیدا کرد، تا محاکمه می‎کنی؟ از نظر من محاکمه حتمی نیست. حتمی نیست که محاکمه جزایی باشد. محاکمه نوعی از برخورد برای عدالت است. برخورد برای بازسازی صلح است.

سوال: برخی در مصاحبه خود عنوان کرده‎اند دولت فعلی توانایی و قدرت تأمن عدالت انتقالی را ندارد. باید انتظار چند دهه را بکشیم. تا وقت كه یک دولت مردمی روي كار بیاید تا آن دولت احساس مکلفیت در برابر قربانیان خشونت بکند. نهادهای جامعه مدنی نیز قادر به انجام کار نیست. آیا نظر شما به عنوان مسئوول کمیسیون مستقل حقوق بشر در اين باره چیست؟

پاسخ: من فکر می‎کنم براي تطبیق عدالت انتقالی، دولت افغانستان توانمندی داشت. برای این که یکي از پیشنهادات برنامه عملی عدالت انتقالی این بود كه افرادی که متهم به جرایم ضدبشری هستند، باید از قدرت کنار زده شود. در ابتدا یک مقدار گام‎هایی براشته شد. اما افراد زورمند و قدرتمند را دوباره آوردند. می‎تواند از والی‎گری پس کند. چه می‎توانند بكنند آنها را؟ اغتشاش می‎کند، بگیرد‎شان.

سوال: جنرال شهنواز تنهی در مصاحبه‎اش می‎گفت که نشود با روی دست گرفتن عدالت انتقالی، عدالت یک بار دیگر قربانی شود. نظر شما چیست؟

پاسخ: من فکر می‎کنم درست باشد. به نظر شخص من تطبیق عدالت انتقالی جزا دادن افراد نیست تا او را ببریم بندی کنیم. یا دار بزنیم. حداقل آن‎ها باید متقاعد شوند جرایمی که در گذشته مرتکب شده‎اند، از مردم معذرت بخواهند. و از قدرت کناره‎گیری کنند. ضرور نیست که باز هم هر کدام والی یک ولایت باشد. ضرور نیست تا افرادی که متهم به جرایم جنگی و جرایم ضدبشری هستند، هنوز هم قوماندان امنیه باشند. برای اینکه نمی‎توانیم جو اعتماد را بین مردم و دولت ایجاد کنیم. در صورتی که بین مردم و دولت اعتماد ایجاد نشود، دولت ما هیچ وقت نمی‎تواند پشتیبانی مردم را داشته باشد. وقتی نداشت، وضعیت مردم بهبود پیدا نمی‎کند. و آن وقت بی‎عدالتی ایجاد می‎شود.

سوال: با برخی که مصاحبه کرده‎ام، گفته‎اند برای تأمین عدالت باید کار دسته جمعی کنیم. به طور مثال يكي از آن‎ها می‎گفت: پیشنهاد من این است که دسته جمعی مهمانی ترتیب داده شود و از مردم معذرت خواهی کنیم. اینکه در جنگ‎ها معلوم نبود که چه کسی چه کسی را کشته است. نظر شما در خصوص این پیشنهاد چیست؟

پاسخ: در این که تأثیر دارد، جای هیچ شکی نیست. حداقل بگویند این اشتباهات را انجام داده‎ایم. از این به بعد نخواهیم انجام بدهیم. از این به بعد نمی‎خواهیم اولاد شما را اختطاف کنیم. و یا دختر کس دیگری رابه زور برای بچه خود بگیریم. چه عیب دارد که این پیشنهاد در مرکز افغانستان یا دیگر نقاط افغانستان دایر شود و مشتركین از آن از تمام نقاط افغانستان باشد. اين كار براي زخم قربانيان مرهم‎گذاری می‎کند. بالاخره یک کسی، خواه نماینده پارلمان یا رئیس پارلمان و یا رئیس جمهور درد آن مادری که بچه‎اش گم است و هنوز انتظارش را می‎کشد می‎تواند حس کند؟ جواب طفلی که هیچ نفهمیده مادر چه است یا پدر چه است؟ کمبود محبت این‎ها را چه کسی می‎دهد؟

سوال: برخی در مصاحبه‎شان گفته‎اند که جنگ 3 دهه افغانستان مثل فیر در تاریکی است. به این معنا که نه قاتل مشخص است و نه مقتول. طبيعی است كه نمی‎تواند عواقب کیفری مشخص و دقیق را به دنبال داشته باشد. چه کسی علیه چه کسی؟ دقیقاً یکی در مصاحبه‎اش می‎گفت که شما يقیه یکی از رهبران جهادی را می‎گیرید، او می‎گوید من فیر نکرده‎ام. در این رابطه نظر شما چه می‎باشد؟

پاسخ: من فکر می‎کنم قدرت‎ها و ‎جنگ‎ها معلوم بوده است. فرض مثال در جاغوری جنگ‎ها مشخص است. چه جنگی که علیه خلقی‎ها انجام شده وخلقی‎ها را از جاغوری کشیدند و چه جنگ‎های بعدی. همه کس می‎شناسد که جنگ توسط چه کسی انجام شده و حداقل دستور را چه کسی داده است؟ یا مثلاً بمباران زمان خلق، مثالاً جاغوری قریه خودم مثال می‎زنم. بمبی که در جاغوری افتاده قلعه‎اش هم مشخص است و قربانی‎اش هم مشخص است. ما می‎دانیم که وزیر دفاع در آن زمان چه کسی بوده است. به دستور وزیر دفاع انجام یافته است. این را همگی می‎دانند. حال اگر وزیر دفاع زنده نیست، بحث جداست.

سوال: چنین به نظر می‎رسد که به اين زودی‎ها عدالت انتقالی قابل تطبیق نیست. مشکلات و موانع آن را بگوئید.

پاسخ: مشکلاتی در راه عدالت انتقالی است. وقتی که مشوره ملی را انجام می‎دادیم، جرایم سال‎های آخر رخ داده بود، چون مردم هنوز زخم‎شان تازه بود، بیشتر روی جرایم سال‎هاي آخر متمرکز شدند تا جرایمي که خلقی‎ها مرتکب شده بودند. مثلاً بچه من که اصلاً پدر خود را ندیده است، او نمی‎تواند که بگوید در آن دوره چه کسی بوده است. ولی من می‎توانم بگویم که عامل اصلی چه کسی بوده است. حالا شاهدان به مرور زمان از بین می‎روند.

سوال: با برخی در مصاحبه به مشوره ملی اشاره کرده‎ام؛ اینکه طبق مشوره ملی به تعداد شش هزار نفر خواستار تطبیق عدالت انتقالی شده‎اند. در جواب من گفته شده اگر شش هزار نفر خواستار رسیدگی به جرایم ضدبشری در گذشته‎اند و روی متهمین متمرکز شده‎اند، اما متهمین چند برابر رأی می‎تواند جمع کند که بی‎گناهی خود را اثبات کند. نظر شما در این باره چیست؟

پاسخ: به نظرم این توجیه است. می‎خواهیم از مسئولت بگریزیم. کمیسیون نه تنها در سراسر افغانستان بلکه از مهاجرین افغانستان مقیم پاکستان و ایران نیز مشوره خواسته است. ما طرفداران خود را انتخاب نکرده‎ایم. بلکه بر اساس اساسات علوم اجتماعی، همکاران، رفته‎اند مثلاً در سرک پل سرخ، از ده نفر تیر شده و از نفریازدهم پرسیده است. این طور نبوده که طرفداران خود را دعوت کنیم. فکر می‎کنم که اگر قرار جبهه‎بندی شود که چه کسی طرفدار عدالت انتقالی است و چه کسی نیست؟ از سیصد هزار نفر بیشتر جمع می‎توانیم. شما در لب سرک از 10 نفر سئوال کنید. نه نفرشان خواستار تطبیق عدالت هست.

سوال: همایش سران جهادی را در کابل در برابر دیده‎بان حقوق بشر چه گونه ارزیابی می‎کنید.

پاسخ: در استدیوم وقتی که مردم را جمع کردند، نگفتند که، علیه عدالت گپ می‎زنند. جمع کردند که ما کدام روز را تجلیل می‎کنیم و تصور بکنیم که حتی مردم را به موتر نشاندند و در اینجا آوردند. این‎ها پلان داشتند که در حدود دو لک نفر جمع می‎توانند، در حالی استدیوم از ده تا دوازده هزار بیشتر جای نمی‎گیرد. شما در کمپاین‎های انتخاباتی می‎بینید. وقتی کرایه راه و نان مردم را می‎دهند، چرا نیایند. ما اگر خواسته باشیم برای عدالت همايش بگيريم حتی به مردم چیزی ندهیم و اگر به سرک برائیم مردم بسیار بیشتر از این‎ها جمع می‎شوند.

سوال: من برخی از پرونده‎های کیفری را كه موضوع قتل در سال‎هاي قبل از دولت انتقالي رخ داده است، دیده‎ام. این پرونده‎ها به دلیل فقدان ادله اثبات دعوا راکد مانده بودند. به نظر شما كسی که در سال‎ها قبل در درگیری‎های مسلحانه کشته شده و ادله اثبات دعوا هم موجود نیست. این مشکل را از نظر رسیدگی به جرایم ضدبشري چگونه ارزیابی می‎کنید؟

پاسخ: من فکر می‎کنم تمام شهود از بین نرفته‎اند. جنگ‎ها به طور مشخص معلوم است که در کجا رخ داده است. مردم هنوز یادشان هست که جنگ بین چه کسی رخ داده و چه کسانی کشته شده‎اند؟ اگر جنگ در كنر صورت گرفته که تلفات بسیار داشته است، جنگ بین دولت و نیروهای جهادی بوده است و یا جنگ‎هایي كه بین دو گروه جهادی بوده و یا بین دو گروه عرب، اين جنگ‎ها هم زمانش و هم قربانیانش معلوم است. هنوز شواهد موجود است. بر فرض، خود آن‎ها از بین رفته‎اند، ولی فامیل آن‎ها موجود هستند. در غزنی ما می‎فهمیدیم و جمع خودشان می‎فهمیدند که چند نفر از کدام گروپ در جبهه رفته‎اند یا در یک جبهه در جاغوری شاهد بوده‎ام، می‎دانم که چه کسی زده است و چه کسی کشته است و چه کسی خانه‎های مردم را تلاشی کرده است و چه کسی دست انداخته به سینه‎های زن‎ها و بمب دستی پالیده است؟ کل مردم می‎دانند. همان زن‎ها موجود است. با تفاوت اینکه آن وقت بیری بوده و جوان‎تر بوده است، اما حالا پیرتر شده است. ولی به يادشان هست.

سوال: با برخی از افراد که مصاحبه کرده‎ام، گفته‎اند به جای پروسه عدالت انتقالی، بیائیم به فرزندان قربانی مدرسه رفتن را ممکن بسازیم، آنان را با پرونده ويژه به دانشگاه‎ها روان کنیم و براي‎شان بورسیه درست کنیم و از نظر اقتصادی کمک کنیم. به نظر شما این برخورد، چه قدر می‎تواند در پروسه تأمین عدالت انتقالی کمک کند؟

پاسخ: یکی از کارها همین است. ولی باید قبل از هر چیزی قربانی تثبیت شود. سر در گم نمی‎شود. برای اینکه قربانیان بعد از کودتای هفت ثور، آنان حالا مردان کلان هستند. حتی همان‎ها شاید کشته شده باشد و از آن‎ها اولاد خرد مانده باشد. من می‎گویم که چرا ما از مسئوليت بگریزیم؟ چرا می‎ترسیم، چرا این قدر شهامت نداشته باشیم که بگوئیم اشتباه کرده‎ایم. یا اشتباه کرده‎ایم، یا نفهمیده‎ايم یا مغرور بوده‎ایم یا جوان بوده و نمی‎فهمیده‎ایم. حالا می‎فهمم، شما ما را ببخشید. و حالا آن كسي که قربانی داده است، نه خودش معلوم است و نه اولادش.

سوال: راجع به مصوبه مصالحه و عفو عمومی پارلمان، با برخی‎ها که مصاحبه کرده‎ام، گفته‎اند كه این منشور سند معافیت نیست. زیرا که حق العبدی همچنان محفوظ است و این منشور نظر به آینده است. به نظر شما این، صرف توجیح است؟

پاسخ: به نظر من، خود همین‎ها بیشتر می‎خواهند توجیه کنند. وقتی که نظر به آینده است، ضرورت منشور مصالحه چیست؟ مصالحه اساساً برای این ساخته شد که از مسئوليتی بگریزند تا چند صباح دیگر دهان مدعیان عدالت انتقالی را ببندند. یا حداقل آنها را خفه کنند و عدالت را میخ‎کوب کنند. دلیلي نبوده که آن‎ها واقعاً برای افغانستان مصالحه می‎خواهند.

من فکر می‎کنم خوب است آدم هر چه زودتر عمل کند. ولی عدالت انتقالی از دید من اين است كه مثلاً وقتی پينوشه مُرد، مردم به سرک‎ها بر آمدند و رقصیدند. این، یک نوع عدالت است. وقتی مردم قبر ترکی را پیدا کردند و رفتند استخوان‎هایش را کشیدند و در دادند، این، یک نوع عدالت است. در زندگی‎شان نتوانستند که جزا بدهند. اگر قرار باشد که ما کاملاً از عدالت چشم‎پوشی بکنیم، اما ما نخواهیم، مردم دست به انتقام‎گیری می‎زنند. حال، حتمی نیست که انتقام‎گیری تفنگ یا عمل انتحاری باشد. یک تعداد از قوماندان‎ها که نمی‎توانند بگردند از چه روی؟ شما را که مردم این قدر دوست دارند و شما را ناجی مردم افغانستان می‎دانند، این همه بادیگارد برای چیست؟ کدام‎شان بدون ده عسکر راه گشته می‎توانند؟

سوال: نظر شما را راجع به کمیسیون تحکیم صلح می‎خواهم. به نظر شما کمیسیون تحکیم صلح چقدر موفق بوده در تأمین صلح؟ و یا اینکه صرفاً نمایش است. با توجه به اینکه برخی از مصاحبه کننده‎گان به من گفته‎اند که کمیسیون تحکیم صلح، کار مفت است. شما چه فکر می‎کنید؟

پاسخ: نظر شخص من این است که هر کاری که آدم می‎خواهد انجام بدهد، باید یک مكانیزم روشن و شفاف داشته باشد. یک نوع شفافیت برای مردم و برای او که می‎آید به کاروا ن صلح می‎پیوندد، داشته باشد. کمیسیون تحکیم صلح که مدعی هست درحدود هشت هزار نفر آمده‎اند و سلاح‎شان را گذاشته‎اند و قانون اساسی افغانستان را قبول کرده‎اند و تسلیم شده‎اند، چرا میزان خشونت پائین نمی‎آید؟ هشت هزار نفر که تسلیحات‎شان را به زمين بگذارند خصوصاً براي جنگ‎های چریکی و یا جنگ‎هایی که طالبان انجام می‎دهند، بسیار زیاد است. چرا میزان خشونت پایین نمی‎آید؟ چرا هر روز بالا می‎رود؟

سوال: اگر بخواهیم مقایسه‎ای بین کمیسیون تحکیم صلح و مشی مصالحه ملی حکومت حزب دموکراتیک خلق بکنیم. در اين قسمت نظرتان چه می‎باشد؟

پاسخ: به خیالم جبهه ملي پدر وطن دوران نجیب همگی را اجازه می‎داد که به آن بپوندند. تا جایی که یادم است یک تعداد بچه‎ها را سفارت، از ایران و از پاکستان تشویق می‎کردند که بفرستند تا به دولت بپیوندند. در بین مجاهدین هم همین طور بود و همین کار می‎شد. یک تعداد قوماندان‎ها در همان زمان بودند که بیشترین جنگ‎های داخلی را سامان دادند. پول می‎گرفتند و تفرقه می‎انداختند.

فرقش این است که احتمالاً آن زمان بیشتر از خریداری قوماندان‎ها استفاده می‎کردند برای تضعیف مجاهدین و تفرقه انداختن بین مجاهدین. زیرا با وجودي که یک تعداد قوماندان‎‎ها در صف مجاهدین بودند، اما در کنار حکومت آن زمان هم بودند. شواهدی هست که طياره‎ها می‎آمدند و برای‎شان پول می‎آوردند. مردم همگی می‎دیدند. حالا منتها یک کارت معافیت برای‎شان داده می‎شود و گفته نمی‎شود که شما بروید دیگران را جلب و جذب کنید یا در صفوف طالبان تفرق بیندازید. اما در عین حال، مکانیزم مشی مصالحه ملی هم شفاف نبود و از کمیسیون تحکیم صلح هم شفاف نیست.

سوال: در پیوند با همبستگی صلح و عدالت، به نظر شما صلح چه تعریفی دارد؟

پاسخ: به نظر من، هرگاه مردم بتواند در امنیت کامل زندگی به سر ببرد. امنیت برای من تنها ختم جنگ نیست. به عنوان انسان، امنیت این را داشته باشیم که مثلاً امکانات صحی برای من موجود باشد. صلح با امنیت فردی و انسانی پیوند دارد. امنیت این را داشته باشيم که اولادمان به مکتب خوب برود. از مکتب بر می‎گردد و اختطاف نمی‎شود.

سوال: بر می‎گردیم به متهمین به نقض حقوق بشر، آنانی که در اداره عمومی کشور سهیم هستند. با برخی که مصاحبه کرده‎ام آنان گفته‎اند که همین‎ها از مردم رأی گرفته‎اند و مردم پشت سرشان ایستاده‎اند. با این بیان که پروسه عدالت انتقالی قابل تطبیق نخواهد بود. شما چه فکر می‎کنید؟

پاسخ: من می‎خواهم بگویم که جای هیچ شکی نیست که مردم رأی داده باشند. ولی رأی مردم فقط از همان قریه است. ولی کس دیگری جرأت نکرده که کاندید شود. اگر قرار باشد که بگوئیم این‎ها پایگاه مردمی دارند، پس گلابزوی خلقی هم پایگاه مردمی دارد و مجاهدی که خود را ناجی به حساب می‎آورده هم رأی آورده‎اند. پس فرق‎شان در چیست؟ چرا با هم جنگیده‎اند؟

سوال: سئوال پایانی. راه خیلی ميانبر و خیلی نزدیک که بین تأمین عدالت و آرامش در کشور جمع کند، به نظر شما چه می تواند باشد؟ در شرایطی که فاقد حکومت مقتدر هستیم.

پاسخ: من فکر می‎کنم که به فراموشی سپردن تمام قضایا راه حل نیست. گپ از عدالت زدن، برخوردهای سمبولیک حتی یاد بود قربانیان، تجلیل از روز قربانیان، چیزهای است که مرهم گذاری می‎کند و دیگران هم نباید حساسیت نشان بدهند. کسانی که متهم هستند کسانی هم که مجرم هستند. حساسیت از این‎ها و سؤ استفاده از موقعيت‎های سیاسی که آن‎ها در آن قرار دارند و هنوز هم از قدرتشان سؤاستفاده می‎کنند، باید جلوگیری شود. و پاک‎سازی و حکومتداری خوب یکی از راه‎های شفای درد مردم است. چیزی که اساس و بنیادی برای تطبیق هر نوع عدالت است، اعتماد است.



Share this page in Facebook

Based in Kabul, the Afghanistan Watch focuses on activities that promote justice, respect for human rights and a culture of accountability and transparency in the country. Recognizing the need for greater understanding of the perils and opportunities facing Afghanistan today, the organization aims to conduct in-depth research and publish reports and papers on issues relevant to its goals and values independently or in partnership with other national and international organizations.

Sign up below if you wish to receive our publications and news about our programmes, events and other relevant developments.









Justice for All

International Relations and Security Network(ISN) / Security Watch
14 December 2009


Impunity and Instability:
An Unbroken Cycle

Middle East Institute Viewpoints: Afghanistan, 1979-2009: In the Grip of Conflict • www.mei.edu
By: Abdul Jalil Benish, director of Afghanistan Watch

Impunity in Afghanistan is like an unwritten law which benefits the wealthiest and most powerful criminals.Read More


Relevance of the ICC in the Context of Afghanistan

Niamatullah Ibrahimi, Co-Founder of Afghanistan Watch writes on The Relevance of the ICC in the Context of Afghanistan in the ICC Monitor, the Journal of the Coalition of the International Criminal Court

The relevance of the ICC has been keenly felt in Afghanistan since 2001. During this period, human rights violations have continued unabated, a culture of impunity and lack of accountability has been further entrenched, and the Afghan state has displayed a chronic lack of commitment to hold accountable those responsible for heinous crimes and massive human rights abuses.
Read More


afghanistan Watch on Facebook
© 2008 Afghanistan Watch All rights reserved