|
|
|||||||||||
| HOME | RESEARCH & PUBLICATIONS | ARCHIVE | ABOUT US | CONTACT US | |||||||||||
|
|
|||||||||||
|
امنیت تنها ختم جنگ نیست ![]() مصاحبه اختصاصی با داکتر سیما سمر (رئيس كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان) تاریخ مصاحبه: 9/6/1388 سوال: جناب داکتر سیما سمر! با توجه به اینکه عملاً زمانبندی تطبیق پروسه عدالت انتقالی پایان یافته است. نظرشما چیست؟ پاسخ: با تشکر از شما، زمانبندی یا زمانی که پلان عملی عدالت انتقالی تعیین شده از دو هزار شش، دو هزار هفت، دو هزار و هشت و تمام کارهایی که باید انجام میگرفت به صورت دقیق تعیین شده بود. من فکر میکنم که زمانبندی باید عملی میشد. اما اینکه عملی نشده معنایش این نیست که عدالت انتقالی خلاص شده است. همان کارهای که برای عدالت انتقالی پلان شده بود، باید عملی شود و مقید به زمان نباشد. و ما بیشتر علاقمند به این بودیم که یک پاراگراف روشن تر داشته باشیم و زمانش معین باشد. در شرایط فعلی هر انسانی که برای ادامۀ کار خود و یا پلان خود یک استراتژی عمل نداشته باشد، او ناکام است. یا پلان عملی نداشته باشد که در مدت معین مثالا دو ماه یا سه ماه معین شده باشد. متأسفانه دولت نسبت به پلان عملی کم کاری کرده است. می خواهم بگویم که نه تنها برای تطبیق پلان عمل کم کاری کرده که برای بسیار از کارهای دیگر خود کمکاری کرده است. مثلاً پلانهای انکشافیشان هیچکدام عملی نشد. پلان عملی عدالت انتقالی هم از همان برنامهها بوده است. میخواهم دلایلشان را بگویم . به نظرم اولین دلیل آن عدم تعهد سیاسی است. یعنی همان تعهد سیاسی لازم در رهبری نهادهای دولتی وجود نداشته است. سوم، یک سلسله مخالفتهایی که ناخوانده، نفهمیده است این که پلان عمل از سوی افرادی که در پارلمان بود، با مقاومت مواجه شد. و آنها قانونی را پاس کردند که برای تمامی افراد عفو عمومی اعلام کرد، اینکه کسی نباید به عدالت کشانده شود. در حالی که در پلان عملی عدالت انتقالی، مسئله محاکمه بسیار به وضاحت نیامده است. تمام کارهایش کار مقدماتی برای تطبیق عدالت است. بیشتر کوشش كرده است که روشهای سنتی در افغانستان یا روشهای اسلامی در رابطه با عفو استفاده شود که حداقل افرادی که خود را ناامن احساس میکنند، از عدالت انتقالی، با وجودی که پلان عمل در اختیار قرار داده شده نفهمیدهاند و نخواستهاند بفهمند که چه است؟ مطلق علیه پروسه عدالت انتقالی ایستاد شدند و یا قانون عفو خود را پاس کردند. سوال: با برخی که مصاحبه کردم آنها اظهار نظر کردهاند که محاکمه افغانها چندان کار درستی نیست. ما بیائیم بیرونیها را محاکه کنیم. مثال کسانی را محاکمه کنیم که اسلحه دادند و حمایت کردند. درست است که ما فیر کردیم. و آنها استراتیژی جنگ را تعیین کردهاند. فکر میکنید این حرف چقدر مبنا دارد؟ آیا چقدر جایگاه اساسی و عملی دارد؟ این نوع برخورد، چیزی است که اصلاً در امکان ما نیست. پاسخ: من فکر میکنم آن کساني که ادعای این سخن را دارند، میخواهند توجیه کنند. تا به شكلی از اشکال یک راه گریز برای خودشان پیدا کنند. دلیلش این است که هیچ شکی نیست که همسایههای افغانستان مداخله داشتهاند. اما اگر روسها به افغانستان آمدهاند، راهنمایشان افغانها بودهاند. اگر پاکستانیها مداخله کردهاند، راهنمایشان افغانها بودهاند و اگر ایرانیها مداخله کردهاند، زمینه را ما دادهایم. اگر کشورهای عربی و امریکا مداخله کردهاند، راهنمایشان افغانها بودهاند. به نظر من یک گریز از مسئوولیت است. برای اینکه من عدالت انتقالی را حتمی محکمه نمیگویم. عدالت انتقالی حتی اگر همینها حاضر شوند و بگویند که اشتباهاتی که در گذشته انجام دادهاند، افرادی از بین برده شده و به قتل رسیده، نادانی بوده و نافهمی بوده و ما نمیفهمیدیم که یک راکت را فیر میکردیم در کجا میخورده؟ یا یاد نداشتیم که راکت را در مراکز نظامی فیر کنيم و به مناطق ملکی خورده است. اینها اشتباهاتی است که ما مرتكب شدهايم و مردم ما را ببخشند. از طرف مردم طلب عفو و معذرت بکنند. نه اینکه برای گریزشان بگویند که امریکا محاکمه شود. ممکن نیست. ولی طبيعی است که افراد خرد و ریزهای که تابع امر و دستور بوده، به قومنده كسي فير كرده است. در این کشور هر کسی جوابگوی عمل خودش باشد. بژرنف را از کجا میشود پیدا کرد، تا محاکمه میکنی؟ از نظر من محاکمه حتمی نیست. حتمی نیست که محاکمه جزایی باشد. محاکمه نوعی از برخورد برای عدالت است. برخورد برای بازسازی صلح است. سوال: برخی در مصاحبه خود عنوان کردهاند دولت فعلی توانایی و قدرت تأمن عدالت انتقالی را ندارد. باید انتظار چند دهه را بکشیم. تا وقت كه یک دولت مردمی روي كار بیاید تا آن دولت احساس مکلفیت در برابر قربانیان خشونت بکند. نهادهای جامعه مدنی نیز قادر به انجام کار نیست. آیا نظر شما به عنوان مسئوول کمیسیون مستقل حقوق بشر در اين باره چیست؟ پاسخ: من فکر میکنم براي تطبیق عدالت انتقالی، دولت افغانستان توانمندی داشت. برای این که یکي از پیشنهادات برنامه عملی عدالت انتقالی این بود كه افرادی که متهم به جرایم ضدبشری هستند، باید از قدرت کنار زده شود. در ابتدا یک مقدار گامهایی براشته شد. اما افراد زورمند و قدرتمند را دوباره آوردند. میتواند از والیگری پس کند. چه میتوانند بكنند آنها را؟ اغتشاش میکند، بگیردشان. سوال: جنرال شهنواز تنهی در مصاحبهاش میگفت که نشود با روی دست گرفتن عدالت انتقالی، عدالت یک بار دیگر قربانی شود. نظر شما چیست؟ پاسخ: من فکر میکنم درست باشد. به نظر شخص من تطبیق عدالت انتقالی جزا دادن افراد نیست تا او را ببریم بندی کنیم. یا دار بزنیم. حداقل آنها باید متقاعد شوند جرایمی که در گذشته مرتکب شدهاند، از مردم معذرت بخواهند. و از قدرت کنارهگیری کنند. ضرور نیست که باز هم هر کدام والی یک ولایت باشد. ضرور نیست تا افرادی که متهم به جرایم جنگی و جرایم ضدبشری هستند، هنوز هم قوماندان امنیه باشند. برای اینکه نمیتوانیم جو اعتماد را بین مردم و دولت ایجاد کنیم. در صورتی که بین مردم و دولت اعتماد ایجاد نشود، دولت ما هیچ وقت نمیتواند پشتیبانی مردم را داشته باشد. وقتی نداشت، وضعیت مردم بهبود پیدا نمیکند. و آن وقت بیعدالتی ایجاد میشود. سوال: با برخی که مصاحبه کردهام، گفتهاند برای تأمین عدالت باید کار دسته جمعی کنیم. به طور مثال يكي از آنها میگفت: پیشنهاد من این است که دسته جمعی مهمانی ترتیب داده شود و از مردم معذرت خواهی کنیم. اینکه در جنگها معلوم نبود که چه کسی چه کسی را کشته است. نظر شما در خصوص این پیشنهاد چیست؟ پاسخ: در این که تأثیر دارد، جای هیچ شکی نیست. حداقل بگویند این اشتباهات را انجام دادهایم. از این به بعد نخواهیم انجام بدهیم. از این به بعد نمیخواهیم اولاد شما را اختطاف کنیم. و یا دختر کس دیگری رابه زور برای بچه خود بگیریم. چه عیب دارد که این پیشنهاد در مرکز افغانستان یا دیگر نقاط افغانستان دایر شود و مشتركین از آن از تمام نقاط افغانستان باشد. اين كار براي زخم قربانيان مرهمگذاری میکند. بالاخره یک کسی، خواه نماینده پارلمان یا رئیس پارلمان و یا رئیس جمهور درد آن مادری که بچهاش گم است و هنوز انتظارش را میکشد میتواند حس کند؟ جواب طفلی که هیچ نفهمیده مادر چه است یا پدر چه است؟ کمبود محبت اینها را چه کسی میدهد؟ سوال: برخی در مصاحبهشان گفتهاند که جنگ 3 دهه افغانستان مثل فیر در تاریکی است. به این معنا که نه قاتل مشخص است و نه مقتول. طبيعی است كه نمیتواند عواقب کیفری مشخص و دقیق را به دنبال داشته باشد. چه کسی علیه چه کسی؟ دقیقاً یکی در مصاحبهاش میگفت که شما يقیه یکی از رهبران جهادی را میگیرید، او میگوید من فیر نکردهام. در این رابطه نظر شما چه میباشد؟ پاسخ: من فکر میکنم قدرتها و جنگها معلوم بوده است. فرض مثال در جاغوری جنگها مشخص است. چه جنگی که علیه خلقیها انجام شده وخلقیها را از جاغوری کشیدند و چه جنگهای بعدی. همه کس میشناسد که جنگ توسط چه کسی انجام شده و حداقل دستور را چه کسی داده است؟ یا مثلاً بمباران زمان خلق، مثالاً جاغوری قریه خودم مثال میزنم. بمبی که در جاغوری افتاده قلعهاش هم مشخص است و قربانیاش هم مشخص است. ما میدانیم که وزیر دفاع در آن زمان چه کسی بوده است. به دستور وزیر دفاع انجام یافته است. این را همگی میدانند. حال اگر وزیر دفاع زنده نیست، بحث جداست. سوال: چنین به نظر میرسد که به اين زودیها عدالت انتقالی قابل تطبیق نیست. مشکلات و موانع آن را بگوئید. پاسخ: مشکلاتی در راه عدالت انتقالی است. وقتی که مشوره ملی را انجام میدادیم، جرایم سالهای آخر رخ داده بود، چون مردم هنوز زخمشان تازه بود، بیشتر روی جرایم سالهاي آخر متمرکز شدند تا جرایمي که خلقیها مرتکب شده بودند. مثلاً بچه من که اصلاً پدر خود را ندیده است، او نمیتواند که بگوید در آن دوره چه کسی بوده است. ولی من میتوانم بگویم که عامل اصلی چه کسی بوده است. حالا شاهدان به مرور زمان از بین میروند. سوال: با برخی در مصاحبه به مشوره ملی اشاره کردهام؛ اینکه طبق مشوره ملی به تعداد شش هزار نفر خواستار تطبیق عدالت انتقالی شدهاند. در جواب من گفته شده اگر شش هزار نفر خواستار رسیدگی به جرایم ضدبشری در گذشتهاند و روی متهمین متمرکز شدهاند، اما متهمین چند برابر رأی میتواند جمع کند که بیگناهی خود را اثبات کند. نظر شما در این باره چیست؟ پاسخ: به نظرم این توجیه است. میخواهیم از مسئولت بگریزیم. کمیسیون نه تنها در سراسر افغانستان بلکه از مهاجرین افغانستان مقیم پاکستان و ایران نیز مشوره خواسته است. ما طرفداران خود را انتخاب نکردهایم. بلکه بر اساس اساسات علوم اجتماعی، همکاران، رفتهاند مثلاً در سرک پل سرخ، از ده نفر تیر شده و از نفریازدهم پرسیده است. این طور نبوده که طرفداران خود را دعوت کنیم. فکر میکنم که اگر قرار جبههبندی شود که چه کسی طرفدار عدالت انتقالی است و چه کسی نیست؟ از سیصد هزار نفر بیشتر جمع میتوانیم. شما در لب سرک از 10 نفر سئوال کنید. نه نفرشان خواستار تطبیق عدالت هست. سوال: همایش سران جهادی را در کابل در برابر دیدهبان حقوق بشر چه گونه ارزیابی میکنید. پاسخ: در استدیوم وقتی که مردم را جمع کردند، نگفتند که، علیه عدالت گپ میزنند. جمع کردند که ما کدام روز را تجلیل میکنیم و تصور بکنیم که حتی مردم را به موتر نشاندند و در اینجا آوردند. اینها پلان داشتند که در حدود دو لک نفر جمع میتوانند، در حالی استدیوم از ده تا دوازده هزار بیشتر جای نمیگیرد. شما در کمپاینهای انتخاباتی میبینید. وقتی کرایه راه و نان مردم را میدهند، چرا نیایند. ما اگر خواسته باشیم برای عدالت همايش بگيريم حتی به مردم چیزی ندهیم و اگر به سرک برائیم مردم بسیار بیشتر از اینها جمع میشوند. سوال: من برخی از پروندههای کیفری را كه موضوع قتل در سالهاي قبل از دولت انتقالي رخ داده است، دیدهام. این پروندهها به دلیل فقدان ادله اثبات دعوا راکد مانده بودند. به نظر شما كسی که در سالها قبل در درگیریهای مسلحانه کشته شده و ادله اثبات دعوا هم موجود نیست. این مشکل را از نظر رسیدگی به جرایم ضدبشري چگونه ارزیابی میکنید؟ پاسخ: من فکر میکنم تمام شهود از بین نرفتهاند. جنگها به طور مشخص معلوم است که در کجا رخ داده است. مردم هنوز یادشان هست که جنگ بین چه کسی رخ داده و چه کسانی کشته شدهاند؟ اگر جنگ در كنر صورت گرفته که تلفات بسیار داشته است، جنگ بین دولت و نیروهای جهادی بوده است و یا جنگهایي كه بین دو گروه جهادی بوده و یا بین دو گروه عرب، اين جنگها هم زمانش و هم قربانیانش معلوم است. هنوز شواهد موجود است. بر فرض، خود آنها از بین رفتهاند، ولی فامیل آنها موجود هستند. در غزنی ما میفهمیدیم و جمع خودشان میفهمیدند که چند نفر از کدام گروپ در جبهه رفتهاند یا در یک جبهه در جاغوری شاهد بودهام، میدانم که چه کسی زده است و چه کسی کشته است و چه کسی خانههای مردم را تلاشی کرده است و چه کسی دست انداخته به سینههای زنها و بمب دستی پالیده است؟ کل مردم میدانند. همان زنها موجود است. با تفاوت اینکه آن وقت بیری بوده و جوانتر بوده است، اما حالا پیرتر شده است. ولی به يادشان هست. سوال: با برخی از افراد که مصاحبه کردهام، گفتهاند به جای پروسه عدالت انتقالی، بیائیم به فرزندان قربانی مدرسه رفتن را ممکن بسازیم، آنان را با پرونده ويژه به دانشگاهها روان کنیم و برايشان بورسیه درست کنیم و از نظر اقتصادی کمک کنیم. به نظر شما این برخورد، چه قدر میتواند در پروسه تأمین عدالت انتقالی کمک کند؟ پاسخ: یکی از کارها همین است. ولی باید قبل از هر چیزی قربانی تثبیت شود. سر در گم نمیشود. برای اینکه قربانیان بعد از کودتای هفت ثور، آنان حالا مردان کلان هستند. حتی همانها شاید کشته شده باشد و از آنها اولاد خرد مانده باشد. من میگویم که چرا ما از مسئوليت بگریزیم؟ چرا میترسیم، چرا این قدر شهامت نداشته باشیم که بگوئیم اشتباه کردهایم. یا اشتباه کردهایم، یا نفهمیدهايم یا مغرور بودهایم یا جوان بوده و نمیفهمیدهایم. حالا میفهمم، شما ما را ببخشید. و حالا آن كسي که قربانی داده است، نه خودش معلوم است و نه اولادش. سوال: راجع به مصوبه مصالحه و عفو عمومی پارلمان، با برخیها که مصاحبه کردهام، گفتهاند كه این منشور سند معافیت نیست. زیرا که حق العبدی همچنان محفوظ است و این منشور نظر به آینده است. به نظر شما این، صرف توجیح است؟ پاسخ: به نظر من، خود همینها بیشتر میخواهند توجیه کنند. وقتی که نظر به آینده است، ضرورت منشور مصالحه چیست؟ مصالحه اساساً برای این ساخته شد که از مسئوليتی بگریزند تا چند صباح دیگر دهان مدعیان عدالت انتقالی را ببندند. یا حداقل آنها را خفه کنند و عدالت را میخکوب کنند. دلیلي نبوده که آنها واقعاً برای افغانستان مصالحه میخواهند. من فکر میکنم خوب است آدم هر چه زودتر عمل کند. ولی عدالت انتقالی از دید من اين است كه مثلاً وقتی پينوشه مُرد، مردم به سرکها بر آمدند و رقصیدند. این، یک نوع عدالت است. وقتی مردم قبر ترکی را پیدا کردند و رفتند استخوانهایش را کشیدند و در دادند، این، یک نوع عدالت است. در زندگیشان نتوانستند که جزا بدهند. اگر قرار باشد که ما کاملاً از عدالت چشمپوشی بکنیم، اما ما نخواهیم، مردم دست به انتقامگیری میزنند. حال، حتمی نیست که انتقامگیری تفنگ یا عمل انتحاری باشد. یک تعداد از قوماندانها که نمیتوانند بگردند از چه روی؟ شما را که مردم این قدر دوست دارند و شما را ناجی مردم افغانستان میدانند، این همه بادیگارد برای چیست؟ کدامشان بدون ده عسکر راه گشته میتوانند؟ سوال: نظر شما را راجع به کمیسیون تحکیم صلح میخواهم. به نظر شما کمیسیون تحکیم صلح چقدر موفق بوده در تأمین صلح؟ و یا اینکه صرفاً نمایش است. با توجه به اینکه برخی از مصاحبه کنندهگان به من گفتهاند که کمیسیون تحکیم صلح، کار مفت است. شما چه فکر میکنید؟ پاسخ: نظر شخص من این است که هر کاری که آدم میخواهد انجام بدهد، باید یک مكانیزم روشن و شفاف داشته باشد. یک نوع شفافیت برای مردم و برای او که میآید به کاروا ن صلح میپیوندد، داشته باشد. کمیسیون تحکیم صلح که مدعی هست درحدود هشت هزار نفر آمدهاند و سلاحشان را گذاشتهاند و قانون اساسی افغانستان را قبول کردهاند و تسلیم شدهاند، چرا میزان خشونت پائین نمیآید؟ هشت هزار نفر که تسلیحاتشان را به زمين بگذارند خصوصاً براي جنگهای چریکی و یا جنگهایی که طالبان انجام میدهند، بسیار زیاد است. چرا میزان خشونت پایین نمیآید؟ چرا هر روز بالا میرود؟ سوال: اگر بخواهیم مقایسهای بین کمیسیون تحکیم صلح و مشی مصالحه ملی حکومت حزب دموکراتیک خلق بکنیم. در اين قسمت نظرتان چه میباشد؟ پاسخ: به خیالم جبهه ملي پدر وطن دوران نجیب همگی را اجازه میداد که به آن بپوندند. تا جایی که یادم است یک تعداد بچهها را سفارت، از ایران و از پاکستان تشویق میکردند که بفرستند تا به دولت بپیوندند. در بین مجاهدین هم همین طور بود و همین کار میشد. یک تعداد قوماندانها در همان زمان بودند که بیشترین جنگهای داخلی را سامان دادند. پول میگرفتند و تفرقه میانداختند. فرقش این است که احتمالاً آن زمان بیشتر از خریداری قوماندانها استفاده میکردند برای تضعیف مجاهدین و تفرقه انداختن بین مجاهدین. زیرا با وجودي که یک تعداد قوماندانها در صف مجاهدین بودند، اما در کنار حکومت آن زمان هم بودند. شواهدی هست که طيارهها میآمدند و برایشان پول میآوردند. مردم همگی میدیدند. حالا منتها یک کارت معافیت برایشان داده میشود و گفته نمیشود که شما بروید دیگران را جلب و جذب کنید یا در صفوف طالبان تفرق بیندازید. اما در عین حال، مکانیزم مشی مصالحه ملی هم شفاف نبود و از کمیسیون تحکیم صلح هم شفاف نیست. سوال: در پیوند با همبستگی صلح و عدالت، به نظر شما صلح چه تعریفی دارد؟ پاسخ: به نظر من، هرگاه مردم بتواند در امنیت کامل زندگی به سر ببرد. امنیت برای من تنها ختم جنگ نیست. به عنوان انسان، امنیت این را داشته باشیم که مثلاً امکانات صحی برای من موجود باشد. صلح با امنیت فردی و انسانی پیوند دارد. امنیت این را داشته باشيم که اولادمان به مکتب خوب برود. از مکتب بر میگردد و اختطاف نمیشود. سوال: بر میگردیم به متهمین به نقض حقوق بشر، آنانی که در اداره عمومی کشور سهیم هستند. با برخی که مصاحبه کردهام آنان گفتهاند که همینها از مردم رأی گرفتهاند و مردم پشت سرشان ایستادهاند. با این بیان که پروسه عدالت انتقالی قابل تطبیق نخواهد بود. شما چه فکر میکنید؟ پاسخ: من میخواهم بگویم که جای هیچ شکی نیست که مردم رأی داده باشند. ولی رأی مردم فقط از همان قریه است. ولی کس دیگری جرأت نکرده که کاندید شود. اگر قرار باشد که بگوئیم اینها پایگاه مردمی دارند، پس گلابزوی خلقی هم پایگاه مردمی دارد و مجاهدی که خود را ناجی به حساب میآورده هم رأی آوردهاند. پس فرقشان در چیست؟ چرا با هم جنگیدهاند؟ سوال: سئوال پایانی. راه خیلی ميانبر و خیلی نزدیک که بین تأمین عدالت و آرامش در کشور جمع کند، به نظر شما چه می تواند باشد؟ در شرایطی که فاقد حکومت مقتدر هستیم. پاسخ: من فکر میکنم که به فراموشی سپردن تمام قضایا راه حل نیست. گپ از عدالت زدن، برخوردهای سمبولیک حتی یاد بود قربانیان، تجلیل از روز قربانیان، چیزهای است که مرهم گذاری میکند و دیگران هم نباید حساسیت نشان بدهند. کسانی که متهم هستند کسانی هم که مجرم هستند. حساسیت از اینها و سؤ استفاده از موقعيتهای سیاسی که آنها در آن قرار دارند و هنوز هم از قدرتشان سؤاستفاده میکنند، باید جلوگیری شود. و پاکسازی و حکومتداری خوب یکی از راههای شفای درد مردم است. چیزی که اساس و بنیادی برای تطبیق هر نوع عدالت است، اعتماد است. Share this page in Facebook
|
Based in Kabul, the Afghanistan Watch focuses on activities that promote justice, respect for human rights and a culture of accountability and transparency in the country. Recognizing the need for greater understanding of the perils and opportunities facing Afghanistan today, the organization aims to conduct in-depth research and publish reports and papers on issues relevant to its goals and values independently or in partnership with other national and international organizations. International Relations and Security Network(ISN) / Security Watch Middle East Institute Viewpoints: Afghanistan, 1979-2009: In the Grip of Conflict • www.mei.edu Impunity in Afghanistan is like an unwritten law which benefits the wealthiest and most powerful criminals.Read More Niamatullah Ibrahimi, Co-Founder of Afghanistan Watch writes on The Relevance of the ICC in the Context of Afghanistan in the ICC Monitor, the Journal of the Coalition of the International Criminal Court The relevance of the ICC has been keenly felt in Afghanistan since 2001. During this period, human rights violations have continued unabated, a culture of impunity and lack of accountability has been further entrenched, and the Afghan state has displayed a chronic lack of commitment to hold accountable those responsible for heinous crimes and massive human rights abuses. |
|||||||||
| © 2008 Afghanistan Watch All rights reserved | |||||||||||
|
|
|
|
|
||||||||